آرام جانم می رود

آرام جانم میرود

 

  

                            ای ساربان آهسته ران کارام  جانم می رود

                                                 و آن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود

 دررفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن                            

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود                                                

                                                      

 

 

چند روز پیش رفته بودم بهشت زهرا برای اولین بار بود که قدم تو مزار شهدا میزاشتم فضاش محدود بود اما یه دنیا عشق  داشت

 

اگه بگم تو همین لحظه کم که اونجا بودم و  صحنه هایی که دیدم به اندازه کل عمرم درس گرفتم دروغ نبوده

وقتی دیدم یه مادربه جای اینکه تو عروسی پسرش شادی کنه با بوسیدن سنگ قبربچش احساس رضایت میکنه 

وقتی دیدم یه پدر اومده تولد بچشو با یه شمع و چند تا  شاخه گل  جشن بگیره

 

و یا وقتی یه بچه رو میبینی که بهت میگه پدرم همش 1ساله  رفته پیش خدا ازش میپرسم  چطوری؟با حالت کودکانه اش

میگه دیگه نتونست نفس بکشه مامانم میگه خدا دردشو اروم کرد و حالا خوابیده

ازش می پرسم دلت براش تنگ شده جواب سئوالمو نمیده اما میگه اینجا بهشته هوا خوبه اون میتونه راحت نفس بکشه

دیگه سرفه نکنه......

 

  

 

اما چرا ما فراموش میکنیم که چقدر جوون و چقدر انسان به خاطر من و تو از زندگی گذشتن مگه اونا نمیتونستن مثل ما

زندگی کنن ازدواج کنن و عصای دست پدر مادرشون باشن ؟ اونها از همه چیز گذشتن که حالا ما زندگی کنیم   کاش

قدرشونو میدونسیتم کاش حالا لااقل از صبر و تحمل جانبازامون و خانواده هاشون  درس میگرفتیم و اگه هیچ کدومه اینا

نباشه کاش واسه خاطر خوشحالیشون خودمون درست زندگی میکردیم

و متاسفم برای اونایی که میگن شهدا از جونشون سیر شده بودند  

متاسفم برای اونایی که میگن تقصیر اونیه که جنگ رو راه انداخت

                                     

 

کوته فکری تا کی ؟

 

آهنگ وبلاگمو تقدیم میکنم به همه خانواده هاشون مخصوصا زن دایی عزیزم هما

 

/ 124 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هما

الناز جان کجايی؟ازت خبری نيست؟خوبی؟

۱رهگذر شايد بيايد باز...

ياد آن يار که از ما نکند ياد بخير ياد آن کس که چنين مزد وفا داد بخير شب و روزم همه با حسرت و غم می‌گذرد ياد آنروز کزآنروز دلم شاد بخير .... آپم ديگه سری بهم نمی زنی؟؟؟؟

زخمی ترين فرياد

بسم المعشوق. سلام. من به وبلاگ شما افتخار می کنم. سرشار از احساس و معناست. شما آدم بزرگواری هستيد. چقدر خوب می شد از اين نوع خوبيهای فکری و فطری و اعتقادی و عاطفی در جامعه زياد داشتيم. به هر حال من به شخصه ممنون شما هستم که هنوز در اين وانفسای دنيا به خدا صادقانه وفاداريد. سلامت باشيد . با علی تا علی يا علی

afshin----germany

be name izade pak ke eshgh ra afarid man ham dar zaman jang jebhe budam ,,, sarbaz nabudam khodam bekhatere iranam rafteh budam ta ba arabe kasif doshman bejangam ,, dar har do hamleh azadiy khoram shahr budam yade dustan va baradarane vatan parastam shad bad ,,, hala ............... be man yek sari bezan agar saitam ra mikhani va nazar midi# payandeh iran,,,,,,,, bedrood

محمد

يكي از دوستان وبلاگ نويس http://www.hamsaieh.persianblog.ir/ كه وبلاگي داره با عنوان زيباي خفتگان به نام homa hatefinia وقتي گفته بود من در جايي كه هستم سعي در شناساندن ايران دارم و من در مورد خودش و اينكه كجاي دنيا هست ازش سوال كردم گفت برو به اين وبلاگ و آدرس اين مطلب آرام جانم مي رود رو داد مطمئن نيستم كه آيا ايشون همان هست كه شما در آخر پست آرام جانم مي رود بهش اشاره كردين يا نه؟؟ در هر صورت من ميخوام بگم كه ما بايد از هر مرحله از تاريخ درس بگيريم و اشتباهات گذشته رو تكرار نكنيم منظورم اين نيست اونايي كه رفتن جنگ و كشته شدن اشتباه كردن شايد بسياري از هم نسل هاي من ندونن و من هم شايد به درستي ندونم كه اونايي كه رفتن جنگ و كشته شدن ايده آل و معياراشون چي بود؟؟؟ اما من فكر مي كنم كه ميخواستند خانواده و هموطنانشان در امنيت و آسايش و سربلندي باشند اما عده اي آمدند و از اين آب گل آلود براي خود ماهي گرفتند و خانه هاي ظلم ساختند

محمد

اميدوارم اين چيزي كه ميگم با هاش احساسي بر خورد نكنين و به تاريخ نگاه كنيد اين ها هزينه هايي ست كه يك ملت و يا ملت ها براي گذر از برهه اي از زمان و تاريخ مي پردازند كه گاهي ناشي از سياست ها و اشتباهات سران همان مملكت ها و گاهي مملكت هاي ديگر هست و معمولا تركيبي از حالت هاي ذكر شده نه اي هموطن به راه اشتباه نرو كسي نميگه كه فراموش كرديم چقدر آدم كشته شده است و اگر فراموش هم كنيم تاريخ گواهي خواهد داد گفتي كه اونا جونشون رو دادند تا ما زندگي كنيم من ميگم اگر امثال من هم در اون دوران بودن شايد حتي خود من منم همين كار رو ميكردم اگر چه جنگي كه اتفاق افتاد جنگ تحميلي بود اما در بطن اون يه بازي بيشتر نبود يه بازي به قيمت جون آدم ها

حاج آقا مسئلهٌ

متن زیبایی بود . در حدیثی قدسی از خداوند متعال خوانده بودم: اگر مردم می دانستند که چقدر به آنان علاقه دارم از شوق قالب تهی می نمودند. خدانگهدار

بهرام

سلام من به شهدا عشق ميورزم خيلي خوب نوشتي من خودم ۲ بچه شهيد رو خدمتگذارشون هستم از جوونيم گذشتم و ارزوهام به عشق شهدا من اونا رو مي پرستم ولي كسي تو اين دنيا اين مسئولين و كساني كه ادعاي جانشيني پيغمب رو دارند تا حالا چه گلي تو اين دنيا به سر مازدند نشوني اون دنيار و ميدند

afshin,germani

اینجا ایران است. حکومتش ،حکومت امام زمان است.بر مبنای قرآن است. ..... قوت غالب مردم نان است. بهای نان،به قیمت جان است. ثروتش برای فلسطینیان است.دانشگاهش ،ستاره باران است. جای روشنفکرانش ، زندان است. هر که فریاد بزند ،از کافران است. سکوت نشانه مسلمان است. شرکت در راهپیمایی بزرگترین نشانه ایمان است.انچه روز به روز ارزان میشود جان انسان است.

مينا

سلام الناز عزيز بايد به بنده خوب خدا تبريک بگم که تونسته جايگاه و رسالت خودشو توی اين دنيای آشفته پيداکنه . تبريک می گم الناز جان و اميدوارم رهرو هميشگی اين راه زيبا و سبز باشيد .از اينکه غبار واقعيات رو با دل زلالتون می زدائيد و به همه روح های خسته و خفته جانی تازه می بخشيد ازتون ممنونم .التماس دعا الناز زيبا